سر جلسه امتحان یه دختره بغل دست من نشسته بود. منو می گی، حال کرده بودم. گفتم اگر 20 نگیرم، 17 دیگه رو شاخشه. خلاصه کلی باهاش هماهنگ کردم که بهت علامت دادم چه طور برسون و این حرفا...

هیچی دیگه، تا برگه ها رو آوردن، دیدم بلند شد برگه ها رو پخش کرد و گفت: بچه ها! سرتون روی برگه خودتون باشه!

نظرات 1 + ارسال نظر
گیسو دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 06:24 ب.ظ http://mosaferkocholo15.blogsky.com/

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد