یادش بخیر چقد اسکل بودیم! نیم ساعت دست به سینه مینشستیم تا مبصر اسممون روجزء خوبها بنویسه! بعدم معلم میومد بدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد! وچقداسکل تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستیم !