سر صبحی به یه دختره تو خیابون گفتم :
خانوم...به کجا چنین شتابان ؟؟! بیام کمکتون ؟؟ 
برگشت گفت :
دارم میــرم بــــِــــدم !! میای کمکم ؟
گذشته از اینکه رید بهم، کلن جوِ صداقتش منو گرفت !
ینی یه جوری که اشک تو چشام جمع شد لامصــــب
مهدی مکاری
چهارشنبه 24 مهرماه سال 1392 ساعت 04:20 ب.ظ