زندگی من


یه روش دختر آزاری :
.
.
.
.
.
.
اگه تو خیابون یه دختر رو دیدی که با دوس پسرش وایساده، جلو پاش ترمز کن و بگو:
حالا شناختمت، دیگه بهم زنگ نزنیا.

زندگی من


"الان داشتم با Selena Gomez چت میکردمباورتون نمیشه اما فارسی رو دست و پا شکسته بلد بود...!

فقط نمیدونم کارت شارِژ ایرانسل به چه دردش میخورد..؟!!"

زندگی من

تو خیابون با دوستم نشسته بودیم رو کاپوت یه بنزه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
بعد دختره اومد گفت : آقا ماشینتون خراب میشه ها ، کاپوتش فرو میره !
منم گفتم : نترس خانم یکی دیگه میخریم ؛ جایی میرید برسونیم ؟
بعد یه نگاه بهمون کرد در بنزو باز کرد گازشو گرفت رفت !
مام سینه خیز اومدیم تا خونه :|

زندگی من

امتحانات پایان ترم با تمام بدیهاش، خداییش به مَزیت هایی هم داره...
.
.
.
.
.
.
.
مثلن یکی اش اینکه آدم با رشته یِ تحصیلیش یکم آشنا میشه

زندگی من


پسره ٦ سالشه استاتوس گذاشته : اگه نمیخواى با دوس دخترت ازدواج کنى از همین الان بیخیال کادوى ولنتاین باش ، مرد الکى هزینه نمیکنه ....
من ٦ ساله بودم بزرگترین درگیرىِ ذهنیم این بود که اگه در ساندیسُ از بالا باز کنم همه میگن دمش گرم چه قابلیتایى داره :|

زندگی من


در اروپا دخترا بیرون میرن با کمی ارایش
.
.
.
.
.
.
.
.
در ایران ارایش بیرون میره با کمی دختر:|

زندگی من


ﺩﺧﺘﺮ : ﺳﻼﻡ
ﭘﺴﺮ : ﺳﻼﻡ ﻋﺸﻘﻢ، ﭼﻄﻮﺭﯼ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﺮﺳﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ
ﭘﺴﺮ : ﺁﺧﺮ ﻫﻔﺘﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻋﺮﻭﺳﯽ ﺧﺎﻟﻪ ﺍﻡ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﺒﻞ ﻭ
ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﺳﺮﻡ ﺷﻠﻮﻏﻪ
ﭘﺴﺮ : ﺁﻫﺎ . ﺑﺎﺷﻪ . ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺒﺮﻣﺖ ﺧﺮﯾﺪ،
ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﺁﯾﻔﻮﻥ ۵ ﺑﺨﺮﻡ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ ﻟﺒﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﻪ ﺍﺯﻡ
ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺑﻮﺩﯼ .
ﺩﺧﺘﺮ : ﺣﺘﻤﺎ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﺲ ﻋﺰﯾﺰﻡ . ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﮐﻞ
ﺁﺧﺮ
ﻫﻔﺘﻪ ﻫﻢ ﭘﯿﺸﺖ ﻣﯿﻤﻮﻧﻢ ﻋﺸﻖ ﻣﻦ
ﭘﺴﺮ : ﭘﺲ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ؟
ﺩﺧﺘﺮ : ﮐﺪﻭﻡ ﻋﺮﻭﺳﯽ؟ ﺷﻮﺧﯽ ﮐﺮﺩﻡ !
ﭘﺴﺮ : ﻣﻨﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ! :|||

زندگی من


توی یه خیابون تصادف شده بود،بعد این راننده هاش خیلی بافرهنگ
هرکدوم تکیه داده بودن به ماشینشون منتظر پلیس بودن!
من رفتم جلو از یکیشون پرسیدم:چیجوووری شد تصادف کردین؟؟؟
یارو گفت: من چه میدونم!از این شاسکولِ بی عرضه بپرس!
اون یکی گفت: با منی عـــن چهره!!؟؟ تو برو الاغ سواریتو بکن!

این یکی شاکی رفت یقه شو گرفت گفت: به من گفتی عن؟؟ مادر تو میگام!
اون یکی گفت: یقه رو ول کن لاااااشی! میزنم با آسفالت یکی بشی ها!!!
بعدم یکی ذاااارت خوابوند تو گوشش.....

خلاصه که هیچـــــــــــی ، با یه سوال ساده ریده شد به هرچی فرهنگ و ادب بود

زندگی من

فـانـتـزی لـذت بـخـشـیـه وقـتـی بــرف مـیـاد بـا مـخـاطـب ﺧـﺎﺻـﺖ پـﯿـﺎﺩﻩ ﺑــﺮﯼ ﺑـﯿــﺮﻭﻥ ...
قـدم بـزنـی ،ﺑـﭽـﺮﺧــﯽ . ﻭﻗـﺘـﯽ ﻗـﺸـﻨـﮓ ﯾـﺦ ﮐـﺮﺩ ...ﻟـﭙــﺎﺵ ﮔـﻞ ﺍﻧـﺪﺍﺧـﺖ ﺍﺯ ﺳـﺮﻣـﺎ ...
.
.
.
ﺑــﺎ ﮐـﺶ ﺑـﺰﻧـﯽ ﺑــﻪ ﻟـﭙـﺎﺵ ﺗـﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑـﻤـﯿـﺮﻩ ﮐـصـﺎﻓـط دوسـت داشـتـنـی رو!!!

زندگی من


ایرانیا با عراقیا دعواشون میشه ایرانیا یه طرف سنگر میگیرن عراقیا یه طرف...
هی به هم سنگ پرتاب میکنن منتها چون سنگر گرفته بودن طوریشون نمیشه
یکی از ایرانیا پا میشه میگه بزار یه رکبی بزنیم
داد میزنه جعفر کیه ؟؟؟
یکی از عراقیا میگه منم با سنگ میزنه میترکونتش
عراقیا که میبینن بد رکبی خوردن یکیشون پا میشه میگه
ممد کیه ؟!
هیشکی جواب نمیده !
میگه گفتم ممد کیه !
باز هیشکی جواب نمیده !!
طرف میبینه فایده نداره میشینه ...
یک دقیقه بعد یکی از ایرانیا پا میشه میگه
کی با ممد کار داشت ؟؟
عراقیه خوشحال میشه پا میشه میگه من !
ایرانیا اونم با سنگ میزنن میترکونن